آداب ورسوم نوروز درنگین زاگرس

به گزارش شیرازه، سالها
قبل  اسفند که می شد ؛ازنیمه اسفندجنب وجوش بیشتری بین مردم احساس  می
شد، مثل اینکه برگزاری این مراسمهای زیبا را وظیفه خود می دانستند
. خودشان را برای عید نوروز آماده می کردند هر کس به فراخور حال خودش سعی
می کرد که به نحوی برای عید وهرچه بهتر برگزار شدن آن اقدام کند . البته
اینجا نقش بانوان خیلی پررنگ تر بود.

پیش
از هرکاری ،ابتدا  خانه تکونی بود. بعد از خانه تکونی زنها یک روز  صبح
لباسها را می بردند به جوی آبی بنام ( جوق سرو )و انجا آتش روشن می کردند
وآب گرم می کردند ولباسهایشان را می شستند . خانه های سیاه شده براثر دود
آتش زمستانها  را باگل سفید ،سفید می کردند و زنهاباکمک هم نون شیرین می
پختند که از شکر یا نرمه قند وشیر وآرد پخته می شد (نان شیرین) وخیلی هم
خوشمزه می شد وگندم برشته درست می کردند سبزه می کاشتند وتخم مرغ رنگ می
کردند وهر کس به نحوی خود را آماده برگزار کردن نوروز واستقبال از بهار می
کرد.

زنان
قدیمی وبزرگترها برای سفره هفت سین مردم سمنو می پخت که  به خوشمزگی
سمنوهای اون موقع هیچ جا ندیدم وبعد از گذشت سالیان هنوز مزه وعطر وطعم آن
را بیاد دارم که با آداب خاصی باصلوات وادعیه وپاکیزگی وهمه کس هم اجازه
رفتن سر دیگ سمنو موقع پخت وحتی نگاه کردن به آن در را نداشت . 

یک
روز مانده به نوروز راروز سبزه می گفتند وزنها از زمینهای اطراف منزل
وچشمه ها سِبزه می چیدند ودر این روز با آن غذا( شله یا دمپخت) می پختند.
مقداری گیاه سبز باریشه را برسردر آغل وطویله ها می زدندو بیشترین زحمت عید
بردوش زنها بود تا مردها ، وچنانچه خانواده ای عزیزی رااز دست داده بود
بزرگترها به خانه اش می رفتند وبرایش عید می گرفتند ولباس عزا را ازتن
اعضای خانواده در می آوردند .

جوانهای
نامزدی ، سوغاتی یا عیدی  را که برای نامزدهایشان تدارک دیده بودند به
آنها می دادند . این عیدی بیشتر ازطرف خانواده پسر بود. صبح عید که می شد
مادران  بچه ها را صبح گاه ازخواب بیدار  کرده   می گفتند خوب نیست روز اول
عید بخوابید ، ممکن هست نکبتی بطرف شما بیاید وآنهائی که دست وصورتشان را
شسته اند نکبت آنان (یعنی بدبختی ) به شما بربخورد  .

لباسهای نو وتمیز ی
را که ممکن بود در طول سال خریداری کرده ونگهداری می کردند  در این روز به
خصوص تنشان می کردند و یک کیسه پلاستیک به بچه ها می دادند و آنها را روانه
منزل اهالی  وبیشتر اقوام می کردند.

بچه ها مثل یک مسابقه دو دسته جمعی به
خانواده اهالی وگاهی پاتکی هم به آجیل عید(ذرت پنبه وگندم برشته وکشمش
و…) می زدند وسعی می کردند که خانواده ای را از دم تیغ نگذرانند. خانواده
ها هم به فراخور حال واحوال خودشان چیزی به بچه ها می دادند مثل پول ،تخم
مرغ،برشته ،شیرینی و…. بزرگترها وخانواده ها بعد از صرف صبحانه به خانه
هم می رفتند وخلاصه سعی می شد تا کدورت ها ودل خوری ها هم به بوته فراموشی
سپرده شود.وهمه به دید وبازدید هم می رفتند.

عید
برای همه زیبا بود به خصوص بچه ها، هرکس سعی می کرد که در ایام عید ناراحت
یاغمگین نباشد وهمه خود را شاد وخوشحال نشان می دادند . وبرای سال جدید
وکار وتلاش آماده می کردند . بیشتر مردم از لحاظ اقتصادی ضعیف بودند ولی از
لحاظ عاطفی در سطح بسیار عالی بودند.

منبع: مارگون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *